بلاگفا یک ابزار قدرتمند برای ساخت و مدیریت وبلاگ است. بلاگفا به شما کمک میکند تا با سرعت و سهولت اطلاعات، خاطرات، مطالب و مقالات خود را در اینترنت منتشر کنید.
خداحافظبعضی وقتا بعضی آدما دلشونو میزنن بهدریا و میرن تو دل همه خوبیا و بدی های زندگیشون... ته ته ته ته تهش با یه خوشحالی هرچند سخت بیرون میان... من! من سه سال پیش همین روزا بود که دلمو به دریا زدم :) به اقیانوس... شاید قعر اون آب هایی
زمستان 2026به یه آدم عوضی شروع شد ولی خوب شرش کم شد. واقعا از یه سری فقط دردسر میاد چه مرد چه زن. یه مدت بیکار بودم به خاطر اینکه نمیتونستم کار کنم باید مدارکم رو جدید میکردم کلی سر این قضیه اذیت شدم. ولی خوب درست شد و برگشتم سرکارم. سرم به
تنریفااخرین بار سال ۹۰ رفته بودم استخر. شایدم قبلتر. شاید حدود ۱۶-۱۷ سال پیش. از وقتی چشمام خیلی ضعیف شد دیگه نتونستم برم. بعدم که کنکور و دانشگاه. کشیک. چه میدونم. امروز بعد از ۱۶-۱۷ سال دوباره شنا کردم. تو اقیانوس اطلس. با یه لگ و تاپ
گنجدیشب گرم صحبت بود و هی از خاطره های اینور اونور حرف میزد ، نمیدونم چی شد و اصلا یادم نیست چیو داشت میگفت که گفت اصلا این گنج منه، گنج تو چیه؟؟؟ گفتم چی؟ گفت گنج تو چیه؟ گفتم یعنی چی ؟ گفت یه چیزی که خیلی دوسش داشته باشی، خیلی ازش
روز ۱۵۶توی قطارم به سمت سوپر مارکت ... تمرین امروز خیلی خوب بود هوا نم بارون و احساس سبکی که دارم خیلی خوبه .. پیست برام مثل مهد کودکه اونجا راحتم بی استرسم توی لحظه ام و کمتر فکری میشم. امروز ناهار نخورده زدم بیرون چون حدود ۲ ساعت تلفنی
لباسلباس هارو جمع میکنم، حتی خودشان هم نمیدوند کی قرار جمع بشنوند و بروند تویه چمدون، من هم نمیدونم فقط یکروزی که تاریخش مشخص نیس میان سرمای سرما و گرمای گرما، حالا این لباس ها بعد من کجا می روند؟! لباس های بابا چی شدند؟! بخشی داده
غزل مزیت عشقغزل مزیت عشق مِهر در دل جا بده تا سختی ها آسان شود عشق را درمان بساز تا درد ما، درمان شود با نوای همدلی مرهم بنه بر زخم دل تا همه اندوه جان یکباره هم پایان شود در رهِ عشق وصفا با دل تو همگام شو تا دلِ افسردهات آرام و هم خندان شود
گوشیهی میخوام گوشیرو بزارم تو حالت پرواز نمیشه ک یهو میبینی بازم ی نفر زنگ زد مجبور شدم جواب بدم امروز دوستم زنگ زد و درست ۲ ساعت صحبت کرد بله منم نتونستم جلوی خودمو بگیرم و بگم درس دارم ولی از فردا حتما میزارم تو حالت پرواز و تا حد
نامه هامحبوبم، در واپسین دقایق روز دوم، از جنگ ثانی این سال حادثهخیر برایت مینویسم. از فرط سکوت و فقدان تمرکز، به خواندن پیامهای قدیمیات روی بردم؛ از مرداد ماه امسال، سلانهسلانه، تاریخ احوال تو را دوباره قدم زدم. هرچقدر به زمان روز